بنظر من موفقیت قبل از هرچیز نیاز به توسعه فردی دارد.

 آدمی که الان هستیم نتیجه عادات و رفتارهایست که چندین سال پیش داشته ایم و اگر تا کنون نغییر نکرده ایم بخاطر اینست که عادت هایمان را تغییر نداده ایم.

مسیر موفقیت مسیری است پر از چالش و سختی هایی که اگر همان آدم قبلی باشیم با همان عادت ها و باور هی قدیمی و تار عنکبوت بسته ،در طول مسیر زود خسته می شویم و جا میزنیم مسیر جدید آدم جدید با عادت ها و تفکر جدید می خواهد.

باید کاری را انجام دهید که به آن علاقه دارید و بقول وارن بافت کاری که حاضر باشید چند ماه بابتش پولی دریافت نکنید و توقع درآمدی از آن نداشته باشید.

در مورد خودم باید بگویم که بعد از ۶ سال تحصیل در رشته ای که هنوز نمی دانم علت هدایت من به آن چه بود.ریاضی فیزیک و بعد مهندسی برق ! آقای مهندس افتخاری نیا ً! چه ذوقی  هم  داشتم و فکر می کردم همین که من را مهندس خطاب کنند یعنی کسی شده ام برای خودم …

همه چیز را دیگران برایمان انتخاب کردند: درس را ، مدرسه را،رشته را ، دانشگاه را ، کار را ،همسر را،زندگی را و… ما که نمی دانستیم اما بزرگترها که به خیال خودشان می دانستند و به قول معروف چند پیراهن بیشتر از ما پاره کرده بودند همه اش تاکید داشتند که درس بخوانید و هرجوری بود مخارج تحصیل ما را دادند تا لیسانس بگیریم و حتی هنوز هم نمی دانم که آیا واقعا به آن رشته علاقه داشتم یا نه و بعد در یک شغل دولتی که آن هم به انتخاب ما نبود استخدام شدیم.

آن زمان هم یادم نمی آید که با علاقه آمده باشم سر این کار.اما اینک که سی و چهار بهار از عمرم می گذرد فهمیده ام که خیلی قبل از تر ازین ها باید خودم انتخاب می کردم و پای انتخابم می ایستادم حتی به اشتباه.

به هر حال اگر هدفی را درسر داشته باشید و با تمام وجود آن را بخواهید گام های بعدی یکی پس از دیگری خودشان را به شما نشان خواهند داد.

به ندای درونی خود گوش فرا دهید و بگذارید راهنمای شما باشد. کافیست فقط یکبار به چیزی که قلبتان می گوید عمل کنید ، خواهید دید که راه درست را به شما نشان خواهد داد.

از زمان کودکی به نوشتن علاقه داشتم علایقتان را باید در کودکی و نوجوانیتان بجویید برگردید به آن زمان و ببینید چه کاری شما را مسخ میکرد جوری که گذر زمان را از یاد می بردید …

مرحله ی بعدی باید روی خودتان سرمایه گذاری کنید و خودتان راه هر چه  بهتر بشناسید و بدانید که از زندگی چه می خواهید.

آیا میخواهید به همین زندگی معمولی و کار کارمندی قناعت کنید تا زمانی که مرگتان فرا رسد؟

اگر خوب فکر کنید مثل من به این نکته پی خواهید برد که فرصت زندگی محدود است و بایستی حداکثر بهره را از آن ببرید تا لحظه مرگ بابت کارهایی که میخواستیم انجام بدهیم و ندادیم حسرت نخوریم.