در قرنطینه آموختم که مرگ بدترین اتفاق زندگی نیست ، آموختم که زندگی با ترس از مرگ بدترین اتفاق است.

در قرنطینه آموختم که هر چقدر هم در سختی باشی باز ممکن است اتفاقی بیفتد که تو همه ی آن سختی ها را فراموش کنی و به فکر حفظ جان خودت و خانواده ات باشی.

فکر میکردم بدترین چیز، بی هدفی است و اینکه به روال عادی زندگی عادت کنیم.

کرونا باعث شد به این فکر بیفتم که چه نعمت هایی دارم و از آن ها غافلم.

در قرنطینه خیلی چیزها آموختم.آموختم که فاصله بین زنده بودن و مرگ به اندازه یک نفس کشیدن است. آموختم که همیشه باید در حال یادگیری بود. پس برنامه ریزی کردم برای کارهایی که دوست داشتم انجام بدهم و مهارت هایی که دوست داشتم بدست بیاورم.

طراحی سایت را آموختم سایت خودم را راه انداختم و چند سایت دیگر را نیز هم.باورم نمیشد که روزی بتوانم با کاری غیر از کارمندیم بتوانم پول در بیاورم .

روزی که اولین هزینه طراحی سایت را از مشتری دریافت کردم بسیار شیرین بود.برای من که اکنون میروم تا به سی و شش سالگی برسم خیلی هم دیر نیست.

سی و اندی سال طول کشید تا بفهمم و پیدا کنم راه را، خوشحالم که هنوز دیر نشده و بالاخره مسیرم را به کمک دوستان تازه ام پیدا کردم.

از شاهین نویسندگی ایران، آموختم که بنویسم بدون تجمل و کمال گرایی و بقول خودش هر روز مطلبی را در سپهر اینترنت هوا کنم.

نمی نویسم تا مشتری پیدا کنم می نویسم تا یاد بگیرم.