ده سال پیش بود که تمرینات بدنسازی را شروع کردم.

شاید شما هم تجربه اش را داشته باشید.

شروع که میکنی به وزنه زدن، درد و گرفتگی تمام بدنت را در برمی گیرد،جوری که کلافه ات می کند و تا چند هفته خواب را از چشمانت می گیرد.

اما وقتی که ادامه میدهی و آستانه تحمل دردت را بالا میبری،کم کم به این دردها عادت میکنی.

تاجاییکه به این درد ها اعتیاد پیدا میکنی و حتی ازینکه حس درد را در عضلاتت احساس می کنی لذت می بری.

همانطور که به این درد ها عادت میکنی و از آن لذت میبری عضلاتت آرام شروع به رشد و قوی شدن می کند.

تمرین دادن عضلات بیشتر از آستانه درد باعث پاره شدن فیبرهای عضلانی میشود، فیبرها خودشان را ترمیم می کنند و در جریان این ترمیم بزرگتر و قوی تر می شوند.

بنظر من مسیر موفقیت در زندگی نیز شبیه بدنسازی است.

تا زمانی که به استقبال سختی ها و شکست ها نرویم و از آنها لذت نبریم هرگز طعم شیرین موفقیت را با تمام وجود نخواهیم چشید.

یادگیری مهارت های جدید، تغییر عادت ها ، صبح زود بیدار شدن ، هدفمند بودن و … سخت و دشوار است،اما این سختی ها و مشکلات در مسیر پیشرفت ، عضلات ذهن ما را قوی و نیرومند می کند و ذهن نیرومند، ما را بیشتر به سمت موفقیت سوق می دهد.

پس شروع کنید و به استقبال سختی ها و چالش ها بروید.

همانطور که عضلات بدن برای رشد نیاز دارند که به چالش کشیده شوند و آستانه تحملشان بالاتر برود، عضلات ذهن و تمرکز ما نیز برای رشد نیاز به آبدیده شدن و به چالش کشیده شدن دارند.

پس قبل از اینکه بخاطر تفکر زیاد دچار فلج تصمیم گیری شوید، به افکارتان جامه ی عمل بپوشانید و از دایره امن خود بیرون آیید.